|
من.. جلوه هستی را در نی نی چشمانت دیدم. تو را در خلوت شبهایم فریاد کردم. صبورانه سوختم و ساختم.. با منی.. با من بمان تا سرود عشقم را با عشق بسازم دوست داشتم همچون اشک از چشمانت سرازیر می شدم و برامدگی های گونه هایت را پشت سر می گذاشتم و در کنار لبانت جان می دادم وقتی دلت میگیره چیکار می کنی ؟ یه دیوار پیدا می کنی تکیه میدی به دیوار و می زنی زیر گیره ! یا بی تفاوت می زنی تو بی خیالی ؟! ولی به هر حال اگر دلت گرفت خوشحال باش . چون تو یکی از آدمهای با احساسی که در دنیا باقی مانده آخی وقتی ازت دورم احساس بدبختی می کنم تقدیم به تو که بهترینی و برترینی بارها خواستم رازی را که مدتهاست در قلبم نگه داشته ام برایت فاش کنم . می خواستم بگویم که دوستت دارم .... اما نتوانستم هرگاه از کنارم می گذشتی آرزو می کردم این راز را در نگاهم بخوانی ... افسوس که تو بی اعتنا از کنارم می گذشتی .... قلم به دست گرفتم تا بنویسم از تو و این همه بی مهریت خسته شدم تا آنکه دیروز وقتی قلم را از روی کاغذ برمی داشتم با تعجب دیدم که نوشته ام : دوستت دارم آخر قلب یک عاشق هرگز نمی تواند دروغ بگوید تو دنیا سه تا فرشته هست. ..یکی داره به پرندهای خوشکل غذا میده ..یکی داره به درد دل عاشق خوشکل ما گوش میده سومی همونی که من خیلی خیلی دوسش دارم والان داره اینو میخونه دوست داری بگم میخوام هر روز صبح با صدات بیدار بشم؛ بعد بفهمی با ساعت بودم؟! دوست داری بگم چرا رفتی؟ بعد بفهمی با برق بودم. دوست داری بگم هر جا باشی پیدات میکنم بعد بفهمی با دسته کلیدم بودم؟! دوست داری بگم دوستت دارم بعد فکر کنی با... نه! ایندفعه با خودت بودم! |
About
مرداد 1385 (17) خرداد 1387 (1) Authorsلوگوی وبلاگ
Links
موفقیت
عاشقانه (7) |