|
زندگی تفسیر سه کلمه است : خندیدن .... بخشیدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن از مـیـان جـمـع یـاران مـن چـه تـک افـتـاده ام *** قـطـره اشــکـم کـه ازچـشـم فـلـک افـتـاده ام کاش می دانستی انتظار دیدنت چه مجازاتی است ... شاید دیگر چشم براهم نمی گذاشتی تو که با من از عشق سخن میگفتی تو که با من از محبت گفتی تو که دستات برام یه سر پناه تو که عشقت برام یه جور دوا پس چرا رفتی وفا نکردی چرا فکر من تنها نکردی تو که از صمیمیت ، صفا ، وفا تو که از یه عشق پاک و بی ریا واسه من از هر چیزی حرف می زدی ولی از جدایئها حرف نزدی تو که شب صدات برام لالائی بود دستای گرمت برام دنیایی بود تو که حرفات برام یه نغمه بود واسه گرمی چشام بهونه بود پس چرا رفتی وفا نکردی چرا فکر من تنها نکردی کاش ! قلبم درد تنهایی نداشت سینه ام هرگز پریشانی نداشت کاش! برگهای آخر تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت کاش! می شد راه سخت عشق را بی خطر پیمود و قربانی نداشت ! از دریا پرسیدن عشق چیست....گفت:خشکیدن از گل پرسیدن عشق چیست.....گفت:پرپرشدن از زمین پرسیدن عشق چیست......گفت:لرزیدن از آسمون پرسیدن عشق چیست...گفت :باریدن از انسان پرسیدن عشق چیست........ ناگهان ندایی از درونش گفت ....جدایی تو گریانی بیا با هم بگرییم به زندانی بیا با هم بگریم تو هم مانند من از جمع یاران پریشانی بیا با هم بگرییم |
About
مرداد 1385 (17) خرداد 1387 (1) Authorsلوگوی وبلاگ
Links
موفقیت
عاشقانه (7) |