تو همونی که میخوام ...

من.......تو

یوسف و زلیخا Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

 

 

به یک ترکه میگن اگه تو دریا کوسه دنبالت کنه چیکار میکنی ، میگه میرم بالای درخت ، میگن تو دریا که درخت نیست ، میگه مجبورم میفهمی مجبورم

یه نفر مدت زیادی جبهه بود . وقتی برگشت خونه ، دید که داداشش ریش بلندی گذاشته ترسید . گفت : چی شده داداش،اتفاق بدی افتاده ، بگو . داداشش چیزی نگفت . رفت پیش باباش . دید باباش هم ریشهاش خیلی بلنده . گفت حتما اتفاقی,افتاده . گفت : بابا بگو چی شده کی مرده ، راستش و بگو . باباش گفت : کی مرده بابا ، کره خر ریش تراش و کجا بردی !!!

 

ترکه تو ماشین رادیوشو روشن می کنه . رادیو اعلام می کنه مسیر آزادی به امام حسین بسته ست . ترکه میگه بابا دیگه چرا قسم می خوری باور کردیم دیگه

 

یه کوره رنده پیدا میکنه میگه این چرت و پرت ها چیه نوشتن

 

قاضی^مرتیکه توخجالت نمی کشی این بار چهارم میای دادگاه دزد^تو خودتت خجالتت نمیکشی هر روزاینجایی

 

 



 

+نوشته شده در دوشنبه 9 مرداد ماه سال 1385ساعت06:24 AMتوسط سعید | نظرات (0)

نظرات (0)