تو همونی که میخوام ...

من.......تو

جومونگ همه قسمت ها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

 

فکر بد نکون

من دادم... تو هم بده... من مفتی دادم... تو هم مفتی بده... درسته درد داره... ولی ثواب داره... . .. ... .... ..... (سازمان انتقال خون)

 


گفت بخواب، خوابیدم. گفت وا کن، وا کردم. درد داشت، تحمل کردم. وقتی کارش تموم شد خون اومد. ترسیدم. آخه این اولین بار بود که دندونم رو می‌کشیدم

 

چند وقته که میخوام باهات باشم... این دفعه که بهت برسم، میندازمت تو رختخواب... میدونم که قدرت مقاومت در برابرمو نداری... کافیه بوسه هامو شروع کنم...تا صدای آخ و اووخت تمام خونه رو پر کنه... جای بوسه های داغم روی تمام نقاط بدنت میشینه... باید چندین بار بری حموم تا بتونی آروم آروم اوونها رو از بین ببری... من رو میشناسی؟ من آبــلــه مـــرغـــونــم

سال ها بود تو را می کردم همه شب تا به سحر گاه دعا یاد داری تو به من میدادی درس ازادی و مهر و وفا تا خم نشوی تو نرود قد رعنای تو از این درگاه

 



 

 

+نوشته شده در شنبه 7 مرداد ماه سال 1385ساعت3:12 PMتوسط سعید | نظرات (1)

نظرات (1)