|
بسیجی از جنگ بر می گرده از ش می پرسن چه کار کردین؟ میگه با سحرمی خابیدیم و با سپیده بلند میشدیم حاجی می رفت روی مینا ما هم می رفتیم روی سیما آخونده قرص اکس میترکونه وقت نماز میگه رب نا آتنا فی د ...د... د... د... دنیا دیگه مثله تو نداره یه ترکه تو دریا شنا قورباغه ای میرفته لک لکه میگیره میخورش به ترکه می گن چی شد مامانت مرد؟ میگه رفت پشت بوم لباس پهن کنه افتاد. میگن خب بعدش مرد؟میگه : نه بابا افتاد رو کولر . کولر شکست . کولر افتاد روش . میگن مرد ؟میگه : نه آقا جان از اونجا افتاد رو تراس ، تراس خراب شد. میگن : خب این دفعه مرد؟ . ترکه میگه نه بعد افتاد رو سقف گاراژ ، سقف خراب شد. میگن : آهان حتما این دفعه مرد . میگه : نه بابا بازم نمرد. دیدیم داره کل خونه خراب می شه با تفنگ زدیم کشتیمش نظر یادتون نره |
About
مرداد 1385 (17) خرداد 1387 (1) Authorsلوگوی وبلاگ
Links
موفقیت
عاشقانه (7) |